Dornik – Something About You

homepage_large.3b2574c9[1]در عجبم که چطوری یک درامر تبدیل به ستاره نوظهور R&B و Soul میشه؟! اسم Dornik رو به لیست این تیپ اشخاص اضافه کنید. Dornik نوازنده درامر Jessie Ware بود، آن هم به عنوان Tour Member که خیلی زود تبدیل شد به یکی از متخصصین سبک‌های Soul، Pop و R&B آن هم بطور مبتکرانه و با صدا و سبک دلپسند. Dornik با صدای سبک اما غنی‌ای که داره ما رو به یاد Michael Jackson و گروه Jackson 5‌ می‌اندازه، به این می‌گن یه ظهور تمام و عیار.

من که از سبکش خوشم اومد، ترکیبی است از سبک‌هایی که در بالا بهش اشاره کردم به علاوه موسیقی Elecronic که من رو تا حدی یاد Frank Ocean می‌اندازه.

آهنگ Something About You از Dornik رو گوش بدید:

Lykke Li – I Never Learn

Lykke Li - I Never Learn

یه چیزایی همیشه در مورد Lykke Li خواننده و ترانه‌نوسی سوئدی، جذاب و دلربا بوده است. از اولین آلبومش در سال 2008 بنام Youth Novels – که آلبومی است مینیمالیست و ترکیبی از سبک آیس الکترونیک و ایندی پاپ – گرفته تا آلبوم سال 2011 وی بنام Wounded Rhymes -که حاوی سروده‌هایی وزین و تصادمی است – او همیشه در پیکره‌ی قابل توجه و خلاق موسیقی خود از انعظاف پذیری برخوردار بوده و هیچ‌گاه به طور کامل مسیر و مشخصه‌ای را انتخاب نکرده تا موسیقی‌اش به آن عنوان شناخته و تعریف شود.

لی خوش‌آهنگ می‌خواند تا جایی که در رسیدن به درجه آثار بزرگ پاپ، بلندپروازی می‌کند و در عین حال ریشه‌های ناشی از زمستان‌های سخت شمال اروپایی‌اش را حفظ می‌کند. در سومین و جدیدترین آلبومش بنام I Never Learn وی سعی دارد تا هر دو مشخصه مذکور در بالا را به گونه‌ای ترکیب نماید تا ترانه‌های زیبایی سرشار از احساس تنهایی بعد از جدایی از معشوق خلق کند.

آین آلبوم در ترانه‌هایی شخصی و غم‌انگیزی مانند «Love Me Like I’m Not Made of Stone» و «Sleeping Alone» محزون می‌نماید. وی که در تهیه این آلبوم از همکار قدیمی خود Björn Yttling (از گروه Peter Björn and John) یاری می‌جوید، دیوار صوتی در اطراف آهنگ‌هایش ساخته تا بقیه دوران هنری‌اش را ادامه دهد. این شیوه در این آلبوم خوب جواب داده است تا جایی که ترانه‌های بسیار عالی مانند «Just Like a Dream» و «Never Gonna Love Again» با آن کورس‌های سرودگونه‌ سر از آسمان برآورده و وی را به یک ستاره پاپ که سال‌های برای آن تلاش کرده تبدیل می‌کند.

این آلبوم نه در محتوی و نه در آهنگ گرم نمی‌باشد ولی با وجود این‌که Li از دل شکستگی‌هایش می‌خواند، احساس محبوس شدن در آغوش به ما دست می‌دهد. Li مانند شاهدختی زخم‌خورده است که همزمان با ارائه چنین آهنگ های غم‌انگیز و دوست‌داشتنی به کسی اجازه نمی‌دهد تا به وی یاری رساند.

اولين آلبوم Atoms for Peace در راه است

Atoms for Peace

Atoms for Peace چيست؟ نام سوپرگروهي كه در سال 2009 شكل گرفت. وقتي صحبت از يك سوپرگروه مي‌شود دوست داريم هر چه زودتر ببينيم چه كساني و از چه گروه‌هايي اعضاي اين سوپرگروه مي‌باشند. پس اول مي‌رويم سراغ اعضاي گروه:

نفر اول كسي نيست جز Thom Yorke. فكر كنم بزرگي اين اسم تا حدي باشد كه به تنهايي اعتبار زيادي براي اين سوپرگروه فراهم كند. تام يورك در اين‌جا هم وكاليست است و هم نوازنده گيتار و كيبورد.

نفر دوم Nigel Godrich مي‌باشد كه همگان بخاطر تهيه‌كننده‌گي آلبوم‌هاي Radiohead او را بخوبي مي‌شناسند. وي در اين سوپرگروه هم وظيفه‌ي تنظيمات را برعهده دارد و هم تهيه‌كننده است.

نفر سوم كه با ديدن اسمش خيلي هيجان‌زده شدم Flea بيسيست ديوانه‌ي Red Hot Chili Peppers است كه در اين‌جا هم گيتار بيس مي‌نوازد.

نفر چهارم، Joey Waronker درامر گروه‌هاي Beck و R.E.M مي‌باشد.

و نفر پنچم، پركاشنيست برزيلي‌تبار بنام Mauro Refosco مي‌باشد. وي داراي سابقه همكاري با Brian Eno و Red Hot Chili Peppers مي‌باشد.

afp-306x306-1354641906

سبك گروه بيشتر به experimental نزديك هست و اينطور كه معلوم هستش قرار است كه از عناصر الكترونيك هم تا مقدار زيادي استفاده شود. كلاً اين رويه تام يورك در ده سال اخير است و جاي تعجبي نيست.

خبر مهم اين كه اولين آلبوم اين گروه Amok نام دارد كه قرار است در 25 فوریه منتشر شود. Default نام اولين آهنگي از اين آلبوم است كه در تاريخ دهم سپتامبر 2012 منتشر شد.

Biffy Clyro – Opposites

Biffy Clyro - Oppositesامروز مي‌خوام در مورد آلبوم جديد Biffy Clyro صحبت كنم، آلبومي كه خيلي‌ها منتظرش بودند. اسم اين آلبوم Opposites هستش كه در قالب دو ديسك ارائه مي‌شه. بعد از موفقيت چشم‌گير آلبوم Only Revolutions در سال 2009 اين گروه تبديل به يكي از مشهورترين گروه‌هاي راك اسكاتلندي و حتي حوزه‌ي بريتانيا شد. اين گروه نه مثل Muse روحيه ماجراجويي بيش از حد دارد و نه مثل Coldplay داراي ادعاي هنري مي‌باشد، اما با اين حال قطعاً داراي ويژگي‌هاي منحصر بفردي مي‌باشد.

اما اولين چيزي كه در مورد اين آلبوم توجه ما رو بر مي‌انگيزد اين هستش كه چرا اين آلبوم مشتمل بر دو قسمت و يا دو ديسك مي‌باشد؟! اولين علتي كه به ذهن مي‌رسه اين هستش كه شايد در هر ديسك با سبك و موسيقي متفاوتي روبرو باشيم، اما اين‌گونه نيست. هر دو ديسك از لحاظ سبك موسيقي و عناصر بكار رفته در آن، چندان از يكديگر قابل تمايز نيستند. تنها تفاوتي كه مي‌توان بين آن‌ها قائل شد اين است كه اولين ديسك كه The Sand at the Core of Our Bones نام دارد در مورد مباحث و مشكلاتي است كه اعضاي گروه پس از موفقيت آلبوم قبلي با آن روبرو بودند، حال آن كه در ديسك دوم بنام The Land at the End of Our Toes ديدگاه آن‌ها نسبت به آينده تا حدي مثبت مي‌شود. شايد تنها تفاوتي كه مي‌شود بين اين دو قسمت قائل شد تفاوت از نوع ليريكس باشد. با اين توصيفات، شايد انتشار يك مجموعه‌ دو قسمتي كه حاوي 20 آهنگ و داراي مدت‌زمان 78 دقيقه مي‌باشد چندان ضروري به نظر نرسد.

Biffy Clyro

اولين ديسك با آهنگ Different People آغاز مي‌شود، آهنگي كه نماينده‌ي تمام و كمال آن چيزي است كه Biffy Clyro در آن استعداد دارد، با صداي آرام شروع شده و رفته رفته به ريف‌هايي پرصدا و chorus برجسته وقوي مي‌رسد. پس آن نوبت Black Chandelier مي‌رسد كه آهنگي شبيه به سبك power-pop دهه 80 و grunge دهه 90 مي‌باشد، در اين‌جا باز هم با chorus باشكوهي مواجه هستيم. Sounds Like Balloons يكي از آن آهنگ‌هايي است كه داراي ريف‌هاي جذاب مي‌باشد و داراي همان شيطنتي است كه مخصوص كارهاي Simon Neil (گيتاريست/وكاليست) مي‌باشد. نوبت Opposite مي‌رسد، آهنگ احساسي كه هم نام آلبوم است و داراي حس محزون و سوزناك مي‌باشد، بخصوص آن جا كه Simon Neil مي‌خواند:

 you need to be with somebody else

گروه Biffy Clyro بخاطر ريف‌هاي رضايت‌بخش، chorus هاي عظيم و هارموني‌هاي محزون شناخته شده‌است. اشكالي كه مي‌توان گرفت اين است كه تمام 20 آهنگ اين آلبوم خوب مي‌باشند و پتانسيل عالي‌بودن را دارند اما هيچ‌كدام آن‌چنان فوق‌العاده نيستند. شايد بعد از دو آلبوم اخير، انتظارها بالا رفته باشد، اما در هر صورت اين آلبوم هم مي‌تواند يكي از كارهاي خوب Bify Clyro بحساب آيد.

Torche – Harmonicraft

Torche - Harmonicraftچندتا گروه راك مي‌شناسيد كه بعد از اولين آلبومشان نه تنها نزول نكنند بلكه بهتر از قبل هم بشوند؟ ممكن است شما هم از افول و كاهش كيفيت آلبوم دوم و سوم گروه‌هاي مورد علاقه‌تان خسته شده باشيد، اما گروه Torche يكي از استثنائات بشمار مي‌رود. آن‌ها اين قضيه را با سومين آلبوم جديدشان بنام Harmonicraft ثابت كردند، آلبومي كه شايد يكي از بهترين آلبوم‌ها راك/متال سال 2012 باشد.

گروه Torche، گروهي اهل ميامي است كه سراسر دوران فعاليت خود را به تغيير و گذار مشغول بوده است، بارها شده است كه كمپاني منتشره‌كننده را عوض كنند و اعضاي جديدي جايگزين اعضاي قبلي بكنند، و يا اينكه سبك موسيقي خود را تغيير دهند. آلبوم سوم اين گروه، Harmonicraft، آلبومي است كه كليه اين تغييرات را در خود دارد: اين آلبوم اولين اثر بعد از دومين آلبوم فوق‌العاده اين گروه بنام Meanderthal مي‌باشد. همچنين اولين آلبومي است كه از طريق كمپاني Volcom Entertainment منتشر مي‌شود و گيتاريست سابق گروه بنام Juan Montoya در آن حضور ندارد و عضو جديد بنام Andrew Elstner جاي او را گرفته است. در واقع با اثري كاملاً جديد مواجه هستيم.

اما با وجود تمامي تغييراتي كه در اين آلبوم شاهد آن هستيم، مورد تعجب برانگيز آن است كه گروه در اين آلبوم بسيار قابل‌پيش‌بيني و در قالب چارچوبي مشخص عمل مي‌كند. در آلبوم Harmonicraft اين طور به نظر مي‌رسد كه ساختار و استراتژي گروه به كلي تغيير يافته و از نو پايه‌ريزي شده است. با وجود عضو جديد، انگار كه رويكرد و نگرش گروه دست‌خوش ترديد شده است، نمونه بارز آن شيوه خواندن Steve Brooks مي‌باشد كه يك جا ميد-تمپو مي‌خواند و در جاي ديگر آن روي سنگين صداي خود را به نمايش مي‌گذارد.

Torche

آلبوم با آهنگ Letting Go آغاز مي‌شود، آهنگي كه شروع بسيار انرژتيكي براي اين آلبوم به حساب مي‌آيد. وقتي براي اولين بار شنيدم احساس كردم با يك آهنگ Grunge روبرو هستم. به هر حال انرژي موجود در اين آهنگ ما را تشويق به شنيدن بقيه آهنگ‌ها مي‌كند. آهنگ Kicking هم يك جورايي در ادامه آهنگ قبلي است. آهنگ Walk It Off با آن گام‌هاي سريعي كه دارد به نوعي يادآور پانك مي‌باشد. آهنگ Reverse Inverted با گيتار سولوي ناموزون اما هيجاني كه دارد كمي حال و هواي سبك Southern Rock را القا مي‌كند. اما In Pieces با آن صداي متال‌گونه‌ي خود جو را عوض مي‌كند، از ريتم گرفته تا صداي خواننده همه چيز در اين آهنگ مرموز به نظر مي‌آيد. بقيه آلبوم شامل آهنگ‌هايي است كه تركيبي از عناصر سبك Stoner Rock با پاپ مي‌باشد. سبك Stoner Rock تركيبي از عناصر هوي متال، بلوز، سايكيدليك راك و دوم‌متال مي‌باشد، پس با اين توصيفات متوجه مي‌شويد كه با آلبومي بسيار تركيبي مواجه هستيم. اما براستي كه اين تفاوت‌ها به شيوه‌اي بسيار حرفه‌اي در كنار هم به صورت سري در آمده‌اند. آهنگ Solitary Traveler با آن گام‌هاي آرام، ما را به فضاي Doom Metal مي‌برد، كه البته يادآور سبك shoegaze هم مي‌باشد.

آن‌ها در آلبوم جديد، توازني بين سنگيني و هارموني برقرار كرده‌اند. در واقع اين گروه، اثر بسيار مناسب و موفقي بعد از آلبوم تحسين‌برانگيزشان بنام Meanderthal كه در سال 2008 منتشر شد، ارائه دادند. اين آلبوم، طرفداران گروه را به راحتي متقاعد مي‌كند كه Torche با وجود از دست دادن يكي از اعضاي سابقش يك قدم هم از كيفيت خود به عقب برنگشته است.

بازگشت The Postal Service

گروه The Postal Service كه متشكل از Ben Gibbard (خواننده گروه مشهور Death Cab for Cutie) و Jimmy Tamborello مي‌باشد، بعد از 10 سال از انتشار اولين و تنهاترين آلبومشان بنام Give Up قرار است باز هم به يكديگر ملحق شوند.

پس از سال‌ها عدم فعاليت، وب‌سايت گروه عكسي آپلود كرده كه حاوي پيامي است با اين مظنون: The Postal Service 2013. به مناسبت اين بازگشت و همچنين دهمين سالگرد اين آلبوم، كمپاني Sub Pop در حال تهيه نسخه‌ي ويژه‌اي از آلبوم Give Up مي‌باشد كه قرار است تا يك ماه بعد منتظر شود. اين آلبوم از زمان انتشارش در سال 2003 دومين آلبوم پرفروش بعد از آلبوم Bleach از نيروانا بوده كه از طريق كمپاني Sub Pop منتشر شده است.

با اين حال در مورد اين‌كه آيا اين دو نفر قصد كار بروي آلبوم جديد را داشته باشند يا نه ترديد وجود دارد.

نحوه شكل‌گيري اين گروه، موضوع جالبي است. بعد از اين‌كه Gibbard يعني نماينده و خواننده گروه مشهور Death Cab For Cutie در سال 2002 در آهنگي بنام This Is The Dream of Evan and Chan با پروژه‌اي بنام Dntel از تهيه‌كننده‌اي بنام Tamborello همكاري كرد، اين دو نفر تصميم به ساخت آلبوم كاملي با مشاركت يكديگر گرفتند. نحوه‌ي كار به اين صورت بود كه Tamborello آهنگ‌ها را به Gibbard ارسال مي‌كرد و Gibbard بروي اين آهنگ‌ها وكال مي‌گذاشت و به Tamborello پس مي‌فرستاد. اسم گروه هم به همين شيوه‌ي كاري برمي‌گردد.

آلبوم Give Up در زمان انتشار، به سرعت مورد تحسين منتقدان قرار گرفت. آهنگ Such Great Heights توسط Iron & Wine كاور شده و در Soundtrack فيلم Garden State مورد استفاده قرار گرفته است. اين آلبوم تا به حال 1.07 ميليون كپي فروش داشته است. اگرچه هيچ آلبوم دومي منتشر نشده ولي اين دو به همكاري خود ادامه دادند اگرچه هيچ‌گاه صحبتي از آلبوم دوم نبوده است.

در سال 2012 هر دو نفر آلبوم‌هايي منتشر كرده‌اند: Gibbard آلبوم سولوي خود بنام Formet Lives و Dntel هم آلبومي بنام Aimlessness.

David Bowie – Where Are We Now?

David Bowie

دوشنبه شب، يعني شب تولد 66 سالگي David Bowie زمزمه‌هاي در توئيتر بر پا بود. آيا ديويد به مناسبت تولدش آهنگ جديدي منتشر مي‌كند يا خير؟ ديويد كسي هست كه از هر لحاظ مي‌تواند ادعاي بزرگترين پاپ استار قرن را داشته باشد، اگرچه از سال 2003 بعد از انتشار آخرين آلبومش در ملا عام ظاهر نشده اما هيچ‌وقت بطور كامل از موسيقي كناره‌گيري نكرده است.

جرغه‌هايي از اميد شكل مي‌گيرد. وب‌سايت او در شب تولدش غيرقابل مشاهده مي‌شود، حالا ديگر مي‌توان شك كرد كه خبرهايي در راه است. چند دقيقه از نصف شب گذشته كه براي طرفداران چيزي نزديك به معجزه اتفاق مي‌افتد. وب‌سايت ديويد دوباره بالا مي‌آيد، نه تنها با يك آهنگ و ويدئوي جديد، بلكه حاوي خبري در مورد انتشار آلبوم جديد در مارس.

او تقريباً در هر شكلي از موسيقي رايج كار كرده و در مراحل بعدي توجه خود را به Hard Rock و drum’n’bass معطوف كرده است، حتماً حس كرديد كه متناسب با زمان بودن چقدر براي او اهميت داشته است. او هميشه مي‌دانسته كه چه چيزي جوانان را به وجد مي‌آورد، او طرفدار زيبايي بوده و همراه موسيقي خود را جوان نگه داشته است. اما نزديك به يك دهه است كه اين خواننده ساكت مانده است؛ بعد از آخرين آلبومش بنام Reality كه در سال 2003 منتشر شد، عمل قلب داشته و بطور كلي از فعاليت هنري باز مانده است. گفته مي‌شد كه به نقاشي و طراحي مشغول بوده است. آنقدر از لحاظ موسيقي ساكت بوده است كه تصور مي‌شد ديگر آن انرژي منحصر بفرد خود را ندارد. البته هيچ جاي شكايتي نيست چون David Bowie به اندازه‌ي كافي موسيقي شاهكار خلق كرده است.

انتشار آهنگ جديدي بنام «Where Are We Now?» و علاوه بر آن آلبوم جديدي كه انتشار آن قريب الوقوع است، مواردي مي‌باشند كه ما را غافلگير مي‌كند. مورد زيبايي كه در مورد اين آهنگ وجود دارد اين است كه Bowie در اين آهنگ مثل هر ثانيه از عمر 66 ساله‌اش مي‌باشد. صدايش خسته و خردمندانه است و هرگز جاي صداي يك مرد جوان‌تر اشتباه گرفته نمي‌شود. آهنگ، اثري با تمپوي پايين است. صداي ديويد حامل بار سنگيني است و نشان از يك عمر تجربه و پختگي دارد. اين اثر، اثري قابل درك و قابل پذيرش است كه به روشي ديويدگونه نوشته و خوانده شده است.

«Where Are We Now?» پرسشي است كه Bowie اين گونه در دهه 70 از خود نمي‌پرسيد. اين پرسش ما را به فكر فرو مي‌برد كه هدف ديويد از زندگي چه بوده؟ آيا به اين هدف رسيده؟ آيا او از چيزي پشيمان است؟ آيا حسرت چيزي را مي‌خورد؟ آيا كاري مي‌بايد مي‌كرد كه نكرده است؟ آيا طرز تفكر جواني‌اش را نمي‌پسندد؟ در هر صورت اين اثر حاوي پيامي از سوي ديويد مي‌باشد، نه تنها به ما بلكه شايد به جواني خودش.

بيست و چهارمين آلبوم او The Next Day نام دارد كه قرار است در 8 مارس منتشر شود.